له یل
من که دل دایم نه واوه یلمه ن
غه رق موتالای خال له یلمن
چ باک تانه ی ته وه ن تاومه ن
شه وق موتالای رووی کتاومه ن!؟ (مه وله وی)
من که همیشه دلم در گریه و زاریست
غرق مطالعه ی روی لیلم من
دیگر مهم نیست برام
طعنه هایی که ذوب می کنند سنگ را
وکو وقتم تا بکنم مطالعه ی کتاب را
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی ۱۳۹۰ ساعت 21:16 توسط حمیدخون دل
|